{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خب سلم بچه ها بعضی هاتون ازم مرسیدد که چه اتفاقی واسه پرن

خب سلم بچه ها بعضی هاتون ازم مرسیدد که چه اتفاقی واسه پرندت افتاده گفتم جواب بدم
یادم کلاس اول بودم داییم برام پرننده گرفته بود .من مامان بابام شاغل بودن و تا ساعت ۸ شب تو خونه تنها بودم دادشمم چون شیمی قبول شده بود رفته بود خارج منم واسه ایحکه تنها نشم داییم برام پرنده گرفت یادم از بچگی کنارم بود و هم من به اون وابسته شده بودم هم اون و تمام زندگیمو میزاشتم براش هر ویت میرفتم اب به دست (دیتشویی) دم در بود خلاصه که ابنطوری بگم خیلی به هم وابثته بودیم به پنجم که رسیدم خوابشو دبدم که مرده و همون موقع بلند شدم دیدم خش شده بود تنها کاری که می تونستم بکنم این بود که براش گریه کنم حدود دو سال نمی تونستم فراموشش کنم ولی هنوزم فراموشش نمیکنم و اینکه تمام عمرم تا الان براش گریه میکردم .
نگید خیلی لوسی برام مهم نیس چون تمام زدگیت که از بین بره بالاخره می فهمی
دیدگاه ها (۴)

#نهنگ_پنجاه_دو_هرتز #پارت_سومچشماش برام آشنا بود..درسته؛همون...

#نهنگ_پنجاه_دو_هرتز #پارت_هشتمویو تهیونگ*وقتی به اون محل رسی...

پارت ۲۱:ویو چویا:با خنده عصبی بلند شدم راحت شدی چویا ؟؟ میخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط