{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخواستم غزال‌شوی در غزل نشد

میخواستم غزال‌شوی در غزل نشد
چشمت به مصرعِ غزلِ من بدل نشد

می خواستم غزل نه! به فالم سفر کنی
رفتم سراغ خواجه و شیخ اجل ، نشد

در قالب دو بیت ، نشد از تو دم زنم
حتی غزل برای وصف وجودت مثل نشد

در کوچه باغِ خاطره هایت قدم زدم
سهمم ز وصلِ تو ، نفسی لا اقل نشد

گفتم دوباره ، زلزله بر شعر حکم کرد
یک لرزه سهم من از این گسل نشد

#امشب-دوباره-خسته-به-تو-فکر-می-کنم
امشب دوباره جدول بغرنج حل نشد
دیدگاه ها (۳)

قلم و دفتر واحساس غزل میگویندطعم لبهای تو را مثل عسل میگویند...

🍃 ای نگاهت منشأ شعـر و غـزل...ای لبت شیرین تر از قند و عسلع...

😂😂😂

📌تودهنی زنان آذربایجانی به «علی‌اف»زنان و دختران آذربایجان د...

دکلمه بسیار زیبایی از استاد ❤ داریوش عزیز ❤با شعری از زنده ی...

سوپرایز خواستگاری در اتاق عمل😍😍😍😍😍😍#انرژی_مثبت #عاشقانه_ها #...

🌹❤️🌹

نَه دِل بَستِه اَم،نَه وابَستِه• مَن جانَم بِه جانِت بَستِه•...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط