{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💫گنجشکی به خدا گفت: لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم، سر

💫گنجشکی به خدا گفت: لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم، سر پناه بی کسی‌ام بود، طوفان تو آن را از من گرفت! کجای دنیای تو را گرفته بودم؟

خدا در جواب گفت: ماری در راه لانه ات بود. تو خواب بودی، باد و باران را گفتم لانه ات را واژگون کند، آنگاه تو از کمین مار پر گشودی.
چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی‌ام برخواستی!

خدایا حُکم و حِکمت در دست توست! واسه داده ها و نداده هات شُکر
دیدگاه ها (۴)

هرگز ز دل امید گل آوردنم نرفتاین شاخه خشک زنده به بوی بهار ت...

قوی کسی است که نه منتظر می ماند خوشبختش کنند و نه اجازه می د...

همه چیز اون چیزی میشه که تو میخوای....ولی درست وقتی که دیگه...

آدم‌های خوش‌بین این توانایی رادارند که مشکلات را درجعبه‌ای ب...

***گنجشکی به خدا گفت: ...

گنجشکی به خدا گفت؟لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ب...

گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ...

گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم...

گنجشکی به خدا گفت؟لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ب...

گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ...

گنجشکی به خدا گفت؟لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ب...

گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ...

گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه...

𖧷–·–·–·–·–·–·–·–·–·–·–·–𖧷گنجشکی به خدا گفت: لانه کوچکی داشتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط