{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من
جان به قربان تو و چشم سیاهت گل من

باورت هست از آن لحظه که تو دور شدی
همه شب منتظرم بر سر راهت گل من

باورت هست دمادم به تو من می گفتم
شده بر دوش من آن بار گناهت گل من

این همه سردی تو باز عذابم داده‌است
مگر آغوش کسی گشته پناهت گل من

یادت آمد به تو گفتم که چه زیبا شده ای
با گلی را که زدی تو به کلاهت گل من

بارها گفته ام ای دوست چنین آه مکش
چون که آتش بکشد خرمن آهت گل من
دیدگاه ها (۴)

بنام حضرت دوست ...خوب بودن لطف اوست...سلام مهرورزان...صبحتان...

تو مرا آزردی...که خودم کوچ کنم از شهرت..تو خیالت راحت!میروم ...

هر چه کردی به دلم ، باز تو را بخشیدمبا زبان زخم زدی ، دشنه ...

من هوا را بی نفسهای "تو" حاشا می کنمتار و پود عشق را در "تو"...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

آن دلبر من آمد بر منزنده شد از او بام و در منگفتم قنقی امشب ...

𝑨 𝒑𝒍𝒂𝒄𝒆 𝒇𝒐𝒓 𝒃𝒓𝒐𝒌𝒆𝒏 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕𝒔𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏 ویو هه جو( شخصیت اصلی):با صد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط