هر چه کردی به دلم ، باز تو را بخشیدم
هر چه کردی به دلم ، باز تو را بخشیدم
با زبان زخم زدی ، دشنه زدی خندیدم
معنی تک تک رفتار تو را میفهمم
ساده لوحی ست ، .بگویم که نمی فهمیدم
غرق تردید شدم ،باز تحمل کردم
تا زمانی که به چشمان خودم هم دیدم
دیدم از خشم خداوند نمی ترسیدی
تو نترسیدی و من سخت از آن ترسیدم
بسته بودم ، لب از آن درد و از آن بی مهری
تو جفا کردی و من هیچ ... نمی پرسیدم
بی سبب نیست ، ... فراموش شدی در یادم
که تو مهتاب شبانگاهی و من خورشیدم
عاقبت سرد شدم ، خسته شدم ، یخ کردم
مثل خورشید .غروبی که نمی تابیدم
با زبان زخم زدی ، دشنه زدی خندیدم
معنی تک تک رفتار تو را میفهمم
ساده لوحی ست ، .بگویم که نمی فهمیدم
غرق تردید شدم ،باز تحمل کردم
تا زمانی که به چشمان خودم هم دیدم
دیدم از خشم خداوند نمی ترسیدی
تو نترسیدی و من سخت از آن ترسیدم
بسته بودم ، لب از آن درد و از آن بی مهری
تو جفا کردی و من هیچ ... نمی پرسیدم
بی سبب نیست ، ... فراموش شدی در یادم
که تو مهتاب شبانگاهی و من خورشیدم
عاقبت سرد شدم ، خسته شدم ، یخ کردم
مثل خورشید .غروبی که نمی تابیدم
- ۱.۲k
- ۰۶ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط