{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نامه مادر یارو به اون:

نامه مادر یارو به اون:
سلام گضنفر من مادرت هستم..
صدام رو شناختی؟؟!
اول از همه اینکه،هر۶تا خواهرت و بابات خوبیم،حتما میگی چرا داداش کوچولوت رو نگفتم...؟حالا میفهمی..
تازه ترین خبر اینکه
جلو خونمون پل هوایی زدن..
واسه واسه همین بابات رفته شکایت کنه به شهرداری،گفته چرا پول بیت المال رو الکی اصراف میکنین؟؟
اصلا مگه از اینجا آب رد میشه که پل زدین؟؟
حالا اینارو ول کن،مرخصی بگیر بیا
چون خواهرت دانشگاه قبول شده و نذر کرده بود اگه قبول بشه تو باباتو پیاده بفرسته کربلا..
دیشب عروسی اون یکی خواهرت بود
اما واسه اینکه تو مجلس بچه هارو راه
نداده بودیم،واسه همین بابات
رو شونه های داداش کوچولوی۶سالت نشست و یه پالتو هم روش پوشید.. الان دکترا میگن وضعیت کمر داداشت رو به بهبوده..!!
گضنفر جان ببخشید،اگه این سری نامه بدخط شده
آخه جعفر آقا کفاش دستش شکسته بود
مدادرو تو گوشش کرده،و با بقیه صورتش دار مینویسه..
دفعه قبل یادم رفت برات پول بفرستم
پسرم اما اصلا غصه نخور..
دفعه بعد که خواستم نامه بفرستم
حتما یادم نمیره که پول بفرستم..!!
دیدگاه ها (۳)

برعکس پول هایم،زندگی ام گوشه دارد..همانجا که همیشه تنها مینش...

آدم های دنیای من...فعل هایی را صرف میکنندکه برایشان صرف داشت...

میدونین سخت ترین عذاب رو تو دنیا،تا بحال کی کشیده؟؟؟؟پسر نوح...

تصویر طنز

اولین بارمه سناریو مینویسم چطوره

Meaning of life Part 3داشتید وسایل تون رو جمع می‌کردید که با...

سناریو تام ریدل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط