{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستم تا به دستش برسد فهمیدم ، انگار بین دستانمان فرسنگ ها

دستم تا به دستش برسد فهمیدم ، انگار بین دستانمان فرسنگ ها راه بود ...
وقتی انگشتانم را بین انگشتانش جای داد فهمیدم ،
وقتی گرمی دستش را با سلول های سرد دستم حس کردم فهمیدم ،
وقتی که مهرش را در پوست روشن دستش حس کردم فهمیدم ،
وقتی با جا افتادن دستم در دستش دنیا حور دیگری شد فهمیدم.....
فهمیدم ، که دیگر کسی نمی‌تواند نجاتم بدهد✨🫆
دیدگاه ها (۱۰۹)

ری اکشن صادقانم به همکلاسیام بعد از أخرین امتحان خرداد :

ببین به ویدیو کاری ندارم اون اصلا هیچی ،،،، چرا اردکه اینقدر...

چاق نیست...فقط قلب برزگی داره :...]👐✨

🗣️🫸👭

پارت ۲۶ویو ا/تآروم پلک‌هام رو باز کردم…اولش همه‌چیز تار بود،...

فیک جیمین (عشق پنهانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط