{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب آوای جنون سر دهد این نیلبکم

امشب آوای جنون سر دهد این نَیلَبَکم
برو از پیش منِ سوخته... ای شاپرکم
تو که نوشِ دلِ ریشم نشدی حَدِاَقل
کم کن از اینهمه نیش لبت ای بانمکم
قطع یارانه لبخند من ای گل چه کنی
من که بیچاره تر از اینهمه پایین دهکم
روزگاریست که با اطلسیِ خاطره هات
عینِ گلدان لب طاقچه ای پُر تَرَکم
پیکها من زده ام تا به سحر در دل خواب
اشک من باده من گونه ی سرخت پفکم
عین کوهی به سرِ عشق تو محکم هستم
به خدا نیست نیازی به هزاران مَحَکَم
دل یکی بود و بنام تو شد از روز ازل
دگر ازمن تو چه خواهی بگو ای ماهِ تکم
دیدگاه ها (۱۲)

کشیده ام تن خود را به غار تنهاییچقدر خسته ام از روزگار تنهای...

چشم هایت همه جا راز تو را جار زدندخبر از عشق نوشتند و به دیو...

دلی من داشتم بردی و رفتیبه پاییزانش افسردی و رفتیبه جان عشق ...

هر چند که در فراقت قلبی شکسته دارماما به هر کلامم دردی نهفته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط