پارتاول

پارت:اول


نیکا:امیر میشه آرزو هامون رو به هم بگیم؟
امیر:بزار فکر هامون بکنم..........آره باشه بگیم ولی اول تو شروع کن
نیکا:باشه
نیکا:خب من آرزو هام اینه که بریم داخل یه خونه آپارتمانی زندگی کنیم و طبقه بالا بالا باشیم و یه سفر طولانی با ارسلان و دیانا بریم
نیکا:خب امیر خوشگل حالا تو آرزو هاتو بهم بگو
امیر:من آرزو دارم یه دختر خوشگل باهام رل بزنه و یه پلستیشن بگیرم
خب اینجا داستان هست که نیکا قهر میکنه و میگه
نیکا:خب آرزو اول اصلا برآورده نمیشه و اگر هم میخاست برآورده بشه من از پیشت میرم از همین الان داری دختر بازی میکنی؟
امیر:............آدم میمونه چی بگه

خب جیگرام اگر واقعا خوشتون اومد داخل کامنت بگین تا دوباره هم بزارم جیگرا

لایک فراموش نشع
دیدگاه ها (۶)

پارت: دومنیکا: امیر ساعت ۹:۰۰صبح هست خیلی خوابیدی امروز صبحا...

نظرتون چیه!؟

بچه ها ناخن هامون این مدلی ژلی کردماینم از همون مدلی هست که ...

مرسییییییی که مارو حمایت میکنید🧿🧿🧿

پارت ۱۴ فیک دور اما آشنا

آبنبات تلخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط