ای ویسگون
ای ویسگون:
در آغازِ محبت , گرپشیمانی بگو بامن-
که من هم دل زمهرت بر کنم تا فرصتی
دارم - ( رفیعی کاشانی)
در وادیِ محبت , دانی چکار کردم ؟
اوّل به سر دویدم , آخر زِ پا فتادم .
( فروغی بسطامی )
در هر چمن که کردم , بنیاد آشیان را *
افتاد صلح باهم , گلچین و باغبان را *
( عاشق اصفهانی )
دل می خورد غم و من می خورم غمش-
دیوانه غمگساریِ دیوانه می کند -
( صائب )
دلم در زلفِ او جا کرد , جا بود *
پریشان با پریشان آشنا بود *
( جلال اسیر)
=============================
گردآورنده= عبدالعظیم عربی
در آغازِ محبت , گرپشیمانی بگو بامن-
که من هم دل زمهرت بر کنم تا فرصتی
دارم - ( رفیعی کاشانی)
در وادیِ محبت , دانی چکار کردم ؟
اوّل به سر دویدم , آخر زِ پا فتادم .
( فروغی بسطامی )
در هر چمن که کردم , بنیاد آشیان را *
افتاد صلح باهم , گلچین و باغبان را *
( عاشق اصفهانی )
دل می خورد غم و من می خورم غمش-
دیوانه غمگساریِ دیوانه می کند -
( صائب )
دلم در زلفِ او جا کرد , جا بود *
پریشان با پریشان آشنا بود *
( جلال اسیر)
=============================
گردآورنده= عبدالعظیم عربی
- ۲.۴k
- ۱۵ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط