{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نوشتم درددلهایم همه گفتندعالی بود

نوشتم درددلهایم همه گفتندعالی بود
ندانستندکه درمانی برای زخم کاری بود

نوشتم درددلهایم شعربردفتر
ندانستندکه هرشعرم برایم یادگاری بود

نوشتم درددلهایم همه خواندنداماحیف
ندانستندکه سوزمن همه ازغمگساری بود

نوشتم درددلهایم همه گفتند شاعر شد
ندانستند که دلتنگی دل بیقراری بود

نوشتم درددلهایم گهی شادوگهی غمگین
ندانستندکه این خنده فقط چهره نگاری بود

نوشتم درددلهایم زدست روزگاربد
ندانستندکه اشک چشم برایم بردباری بود

نوشتم درددلهایم به شبها گنج یک خلوت
لقب سنگ صبورم دادعجب شب زنده داری بود
دیدگاه ها (۲)

یک لحظه نخور «حسرت» آن را که نداریراضی به همین چند قلم «مال»...

عاشقی تقصیر یک پیغام نیستصحبت از آن دانه و این دام نیستعاشقی...

‌ زندگے آهسته تر من خسته امکوله بار پاره ام را بستـــه امزخم...

نگذار زبان غزلم بستہ بماندحیف ازدل این بغض کہ نشکستہ بماندتا...

.نوشتم درد دلہایم ،همہ گفتند عالے بودندانستند‌ڪہ درمانے،براے...

نوشتم درد دلہایم ،همہ گفتند عالے بودندانستند ڪہ درمانے ،براے...

نوشتم درد دلہایم ،همہ گفتند عالے بودندانستند ڪہ درمانے ،براے...

نوشتم درد دلہایم ،همہ گفتند عالے بودندانستند ڪہ درمانے ،براے...

نوشتم درد دلہایم ،همہ گفتند عالے بودندانستند ڪہ درمانے ،براے...

#درد_دلهایم...نوشتم درد دلہایم ،همہ گفتند عالے بودندانستند ڪ...

نوشتم درد دلہایم ،همہ گفتند عالے بودندانستند ڪہ درمانے ،براے...

نوشتم درد دلہایم ،همہ گفتند عالے بودندانستند ڪہ درمانے ،براے...

نوشتم درد دلہایم ،همہ گفتند عالے بودندانستند ڪہ درمانے ،براے...

نوشتم درد دلہایم ،همہ گفتند عالے بودندانستند ڪہ درمانے ،براے...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط