{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای دل...برای آن که نگیری چه می کنی

ای دل...برای آن که نگیری چه می کنی
با روزگار دوری و دیری چه می کنی

بی اختیار بغض که می گیردت بگو
در خود شکست را نپذیری چه می کنی

با این اتاق تنگ و شب سرد و گور تنگ
تو جای من...جز این که بمیری چه می کنی

ای عشق...ای قدیم ترین زخم روزگار
در گوشه ی دلم سر پیری چه می کنی

دست تو را دوباره بگیرم چه می شود
دست مرا دوباره بگیری چه می کنی...!؟
دیدگاه ها (۲)

من و تو ما بشویم،اگرتو مایل باشی قیس و لیلا بشویم،اگرتومایل ...

باز با آیات عشقت مست و بیمارم نکن شعر، خوابم میکند ، آرام، ...

بودنت ....حتی زمستانی ترین روزم را بهاروار عاشقانه میکند.......

من مردم گاهی شبیه زن می گیرد دلم بی صدا زیر هجوم درد می گیرد...

باور کنآنقدر ها هم سخت نیست فهمیدن اینکه بعضی ها می آیندکه ن...

ماهم همینطور خانم امامی💔ای داغ تاابد روی دلامون سنگینی خواهد...

📚باغ خدا، دست خدا، چوب خدا!مردی در یک باغ درخت خرما را با شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط