{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part 11

part 11
ات کنار جونگ کوک نشست آروم خم شد کنار گوش کوک
ـــ چرا به پدرت گفتی یک ساله ازدواج کردیم ؟
+ چون دلم نمیخواد بفهمه همین امروز صیغه خودم کردمت اگه بفهمه مجبورم می‌کنه با اون جنده ازدواج کنم بچه دار بشم ازش حداقل از تو بچه داشته باشم بهتره
بعد ات زیر میز محکم زد روی پای جونگ کوک +اخخخخخ لعنتی
لایلا گفت چی شد
جونگ کوک خیلییییی وحشتناک به ات نگاه کرد
+ هیچی نشده
لایلا گفت آها ، ی سوال داشتم هوی دختره خانواده نداری
+ به تو مربوط نیس ( جونگ کوک خیلی سرد اینو گفت تا دهن لایلا رو ببنده )
بعده چند مین شام تموم شد
تهیونگ اومد در گوش جونگ کوک یچیزی گفت که جونگ کوک انگار قندیل زد خوشک شد
بعد جونگ کوک گفت ته همه افراد رو آماده کن پدر شما و لایلا دیگه برید یه وقت دیگه مضاحم بشید
بعد جونگکوک دست ات رو گرفت برد توی زیر زمین و قایمش کرد!
+ ات از اینجا بیرون نمیای حتی اگه یه صدای تیر اندازی شنیدی اصلا از اینجا بیرون
بعد تا ات میخواست چیزی بگه جونگ کوک رفت و درو قفل کرد ات نشست یه گوشه
ویو جونگ کوک

وقتی تهیونگ اون حرفو زد انگار قندیل بستم اون پارک عوضی ( دوستان همونجور که میدونید این فیک هستش و من قصد توهین به موچی رو ندارم. ) انبار شرقی رو آتیش زده حالا هم داره میاد اینجا انگار فهمیده یه الماس خوشگل رو اینجا قایم کردم وایی فقط بفهمم کی بهش گفته از هفتاد روش سامورایی تیکه تیکش میکنم......
دیدگاه ها (۱)

آقای پارک جیمینننننننن

ماه بانو فالو بشه @im.armyy

قیافشوووو ترو خدا کیوتتتتتتتتتتتتتت عرررر

مستر کیممممممممممم

part10پدر جونگکوک با لایلا اومد داخل عمارت و وقتی ات رو دیدن...

part18 عشق پنهان《ویو جونگ کوک》ات اومد کنار من دراز کشید و سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط