{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✍ دلنوشته ی یک جانباز!!!

✍ دلنوشته ی یک جانباز!!!

💥 من آنروز در جبهه زیر آفتاب داغ.... چفیه بر سر می انداختم ...تا نسوزم...

😔 بعضی ها....

امروز روسری از سر انداخته اند...

👈 که موی سر به نامحرم نشان داده... وبسوزند... ودیگران را هم... بسوزانند!!
#حجاب #جانباز 

https://sapp.ir/hejabzahrai
دیدگاه ها (۲)

✍ دلنوشته ی یک جانباز!!! 💥 من آنروز در جبهه زیر آفتاب داغ....

✍ دلنوشته ی یک جانباز!!! 💥 من آنروز در جبهه زیر آفتاب داغ......

ما خون دلها خورده ایم ، قرارمان برای نسل نوجوان و جوان این ن...

یک دلنوشته نه بهتر است بگویم خون نوشته من آنروز یک عشق داشتم...

ک دلنوشته نه بهتر است بگویم خون نوشته من آنروز یک عشق داشتم ...

ما خون دلها  خورده ایم ، قرارمان برای نسل نوجوان و جوان این ...

من، آن روز یک عشق داشتم؛ پیروزی یا شهادت... بعضی‌ها امروز هر...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

چی شد که روسریت افتاد چرا موهاتو وا کردیبگو زیبای مو وحشی وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط