هرچند که دلتنگ تر از تنگ بلورم

هرچند که دلتنگ تر از تنگ بلورم
با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم

اندوه من انبوه‌تر از دامن الوند
بشکوه‌تر از کوه دماوند، غرورم

یک عمر پریشانیِ دل بسته به مویی ست
تنها سر مویی ز سر موی تو دورم...

ای عشق به شوق تو گذر می‌کنم از خویش
تو قاف قرار من و من عین عبورم...

بگذار به بالای بلند تو ببالم
کز تیره‌ی نیلوفرم و تشنه‌ی نورم
دیدگاه ها (۳)

یوسف گمگشته از کنعان گریزان می شودکلبه احزان، زیارتگاه یاران...

ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﺁﺩﻣﻬﺎ ،ﺑﻪ ﺣﻀﻮﺭﺷﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ،به ﺩﻟﻬﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺳﺖ ...ﮐﻪ ﺩﺭﻧﺒﻮﺩﻧﺸ...

عطر نفس هایت…عجیب تریڹ خواص دنیا را دارد…ڪہ تمامِ مڹ رامدهوش...

کمی آهسته تر دنیا ،به شلاق تو در بندم....دگر هرگز به روی تو،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط