{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قرار بود غمم را به #عشق چاره کنی

قرار بود غمم را به #عشق چاره کنی
نه این که این #دل_خون را هزار پاره کنی

روا نبود که من در میانه خاک شوم
کنار گود تو بنشینی و نظاره کنی

دلم کنار نمی‌آید این #جدایی را
نمی‌شود به همین راحتی کناره کنی

قرار بود که #حافظ به خنده باز شود
نه این که اشک بریزی و #استخاره کنی

مباد خرمن مویت ز #اشک خیس شود
مباد دامن شب را پُر از #ستاره کنی

"رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند"
نشد که فال بگیری و زود پاره کنی

شاعر : #بهمن_صباغ_زاده
#عاشقانه

؛__________❤__________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی #شعر_فارسی
#سرای_فارسی #آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک #حکایت #شعر_آیینی
دیدگاه ها (۱)

«خاک این بادیه از برگِ گل آکنده شده‌ست؟یا تنِ توست که در دشت...

زمان زمان عجيبی‌ست، امتحان سخت استطی زمانه‌ی بی صاحب الزمان ...

از غم #دوست در این میکده فریاد کشمدادرس نیست که در هجر رخش د...

شعر را تا آخر بخونید و با آن صفا کنید. و با لینک مجازی هم بف...

شاعر اهل افغانستان:به قرآن اصل قرآن است، ایران را نگه دارید....

به صد دام آرامیدمدامن از چندین قفس چیدمندیدم جز به بال نیستی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط