{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

۵دقیقه ای میشد که اونجا بودید همه چیز خوب پیش میرفت؛

۵دقیقه ای میشد که اونجا بودید همه چیز خوب پیش میرفت؛
از تهیونگ یه خورده دور بودی و با دوستات حرف میزدی که یه دوسته پسرت رو دیدی اصلن به فکر این نبودی که اگه تهیونگ ببینتت چی میشه،،رفتی محکم بغلش کردی
_عاییی خیلییییی دلم برات نتگ شده بود کی بر گشتی سئول
﷼ یه چند هفته ای میشد،،خیلی دلتنگت بودم
دستش رو روی بدنه لختت میکشید (لباست باز بوده)
(ته ویدیو)
دیدم یونا داره با دوستاش حرف میزنه ،بعد دیدم یه پسر اومد و محکم بغلش کرد و روی بدنی که ماله منه دست میکشید خیلییی عصبی بودم،دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم رفتم و یه مشته محکم زدم تو صورتش
_ته..تهیونگ....ولش کنن(ته با تمومه وجودش داشت اونو میزد)
+اون بدن ماله منهههه عوضی ماله منههههه
_هق هق خواهش میکنم تهیونگ
صورتش غرق در خون بود
که بقیه ی پسر ها تونستن به زور اونو ازش جدا کنن
رفتی پیشه دوستت
_هق هق هق ح...حالت خوبه،.،.ببخشید هق منو ببخش هق هق
+هه (نیش لبخنده ترسناک)ولم کنیدددد
رفت یونا رو بلد کرد و یه سیلی خیلی محکمی بهش زد
یونا خورد زمین ولی ته فورن اونو بلند کرد وباداد گفت
+تو چطور جرعت میکنی هانننن


پارت ۵
دیدگاه ها (۱)

+چطوررررررخواست که یکی دیگم بهش بزنه که دوستش دستشو گرفت ♧ته...

_هق هق +چرا گریه میکنی هاننننن _هق هق هق +هنوز زوده وختی زیر...

روی تخت دراز کشیدی وهمون جوری خوابت برد(چندساعت بعد)ازخواب ب...

+خوب خوب+قانون شماره یک لباس باز نمیپوشی دو ارایشت کم رنگ با...

چند پارتی ته ⅔امشب دیگه نهامشب باهاش حرف میزنمویو ا.ت : ته ت...

در چنگ عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط