{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سپردم دست چشمانت شروعِ عشقبازی را

سپردم دست چشمانت شروعِ عشقبازی را
بخوان با من که محتاجم سرود دلنوازی را

نشستی روبروی من ، تلاقی گُم شده در ما
کسی جز من نمی فهمد غم خطِّ موازی را

دلم می خواست دستانت چراغ هر شبم می شد
کنارت تکیه می دادم درخت بی نیازی را

همیشه در خیال خود تو در آغوش من هستی
چه استادم در این شب ها به یادت صحنه سازی را

برای جشن مرگِ من به گُل هیچ احتیاجی نیست
تبسّم کن که بسپارم به چشمت عشقبازی را
دیدگاه ها (۸)

سپردم دست چشمانت شروعِ عشقبازی رابخوان با من که محتاجم سرود ...

سپردم دست چشمانت شروعِ عشقبازی رابخوان با من که محتاجم سرود ...

سپردم دست چشمانت شروعِ عشقبازی رابخوان با من که محتاجم سرود ...

سپردم دست چشمانت شروعِ عشقبازی رابخوان با من که محتاجم سرود ...

سپردم دست چشمانت شروعِ عشقبازی رابخوان با من که محتاجم سرود ...

سپردم دست چشمانت شروعِ عشقبازی رابخوان با من که محتاجم سرود ...

رها❤ فکر نمی کنم هیچ وقت واقعا بفهمی چقدر برام مهمیچون هر چق...

اگه دنیا دو روزه من هر دو روزشو میخوام کنارِ تو باشم و چشمای...

یک هم وطن با ایمان وسط کنسرت ابی:لبیک یا خامنه ای❤️🇮🇷حاج احم...

همچین پیجی هیجا پیدا نمیکنی فالو کن تا گمم نکردی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط