{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گمان میکنم شادی از عمق جان اگر بخواهد بیاید نه صبح زود

گمان می‌کنم شادی از عمق جان ، اگر بخواهد بیاید نه صبح زود را انتخاب می‌کند نه صلاة ظهر را و نه هیچ وقت دیگر را.
شادی از عمق جان فقط همین موقع‌های شب است که کلیدش را می‌اندازد توی قفل دل آدم‌ها ، بعد آمده نیامده می‌رود کتری را میگذارد روی چراغ و منتظر میماند تا چای ،آرام آرام دم بکشد.
شاید سر راه آمدنش چند دانه گل یاس که از دیوار حیاط شرّه کرده است را هم چیده باشد تا آمدنش را عطرآگین کند.
حتی شاید سفارش داده باشد همین وقت‌های شب درست پیش پایش نسیم خنکی گره‌های دل آدم‌ها را دانه دانه باز کند.
فرقی نمیکند، کی ، کجا، و چطور...
من فکر میکنم "شادی از عمق جان" درست شبیه عشق است و شک ندارم که عشق همواره بی‌خبر از راه میرسد.

#رادیو_هفت_انقضا_ندارد
دیدگاه ها (۲۱)

گر ز مسیح پرسدتمرده چگونه زنده کرد !؟بوسه بده به پیش اوبر لب...

تیره‌ترین وقتِ شبمپیشِ رُخِ چو ماهِ توتلخ‌ترین شکلِ غممدر طل...

+ به فریادم رسیدی ؟- نه...+ اصن چیزی شنیدی ؟- نه...+ منو دید...

بابا نوئل 🎅 عمو نوروز 👳 حاجی فیروز ☻ آ اینا مالی پولداراس ...

🍁🧡#پاییز‌بهاریست‌ک‌عاشق‌شده‌است🧡🍁یلدا ...دخترِ بلند بالای آذ...

"مگه مموریه پاکـ شیمـ از تو ذهن همـ،" طو " یه لکه خونی رو پی...

چپتر ۵ _ نقشهاوایل دانشگاه، لیندا خودش را مثل یک سایه نگه می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط