رفته... هنوز هم نفسم جا نیامدست
رفته... هنوز هم نفسم جا نیامدست
عشق کنار وصل به ماها نیامدست
معشوق آنچنان که تویی دیده روزگار
عاشق چو من هنوز به دنیا نیامدست
صدبار وعده کرد که فردا ببینمش
صد سال پیر گشتم و فردا نیامدست
یک عمر زخم بر جگرم بود و سوختم
یک بار هم برای تماشا نیامدست
ای مرگ! جام زهر بیاور که خسته ایم
امشب طبیب ما به مداوا نیامدست
دل خوش به آنم از سر خاکم گذر کنند
گیرم برای فاتحه ی ما نیامدست
حامد عسکری
عشق کنار وصل به ماها نیامدست
معشوق آنچنان که تویی دیده روزگار
عاشق چو من هنوز به دنیا نیامدست
صدبار وعده کرد که فردا ببینمش
صد سال پیر گشتم و فردا نیامدست
یک عمر زخم بر جگرم بود و سوختم
یک بار هم برای تماشا نیامدست
ای مرگ! جام زهر بیاور که خسته ایم
امشب طبیب ما به مداوا نیامدست
دل خوش به آنم از سر خاکم گذر کنند
گیرم برای فاتحه ی ما نیامدست
حامد عسکری
- ۴۱۶
- ۱۳ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط