{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نونوایی محلمون وقتی میره

نونوایی محلمون وقتی میره
پنجره شو باز میذاره
و چندتا نون میذاره اون پشت
که کسی بی نون برنگرده.

ای کاش هممون دلمون اینقدر بزرگ بود...
دیدگاه ها (۱)

تو را با غیر میبینم ، صدایم در نمی آید..!دلم میسوزد و کاری ز...

حر؋ـهاے ما هنوز ناتمام...تا نگاـہ مے ڪنےوقت ر؋ـتن استبازهم ه...

ڪم ڪم، نم نم،دوستم داشتہ باشبگذار سالہاڪش بیاید این عشقولرم ...

ساعت دوباره صفر شد و باز قلب منشعری برای ناز نگاهت سروده است...

سفید و سیاه🤍🖤پارت شانزدهم⚡️# قسمت ۱۶: «اعتراف» 🤍🖤**صحنه ۱ - ...

اما بزرگ ترین اتفاق زندگی من اوتاکو شدن بود همون اتفاق شگفت ...

پارت ۶روز بعد_خونه ی نامجون_ساعت ۵ و ۲۲ دقیقه عصر_نامجون:از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط