{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوستٺ دارم ، چرایش پاے تو،

دوستٺ دارم ، چرایش پاے تو،
ممڪنش ڪردم ، محالش پاے تو

میگریزے از من و احساس من
دل شڪستن هم ، گناهش پاے تو

آمدے آتش زدے بر جان من
درد بے درمان گرفتن هم ، دوایش پای تو

من اسیرم در میان آن دو چشم
قفل زندان را شڪستن هم ، سزایش پای تو

سوختم،آتش گرفتم زین سبب
آب بر آتش نهادن هم جزایش پاے تو

پاے رفتن هم ندارم من ، از کوے دلت
پا نهادن بر دل مسٺ و خرابم پاے تو
......
دیدگاه ها (۱)

همیشہ ســــــــــادہ بودَم .. ســــــــــادہ سل...

ﺗﻮﺟﻪ ﮐﺮﺩﯾﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﺳﺮﻩ ﺳﻔﺮﻩ ﻧﺸﺴﺘﯿﻦ .ﺧﺎﻧﻮﻣﺎﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻦ در ﻧﻮﺷﺎﺑﻪ ﺭﻭ ...

مثل مرد پای نبودنت ایستاده ایو همچنان نیستی.....تو "مردترین"...

بارانناگهانِ ابر استاشک ، ناگهانِ عشق!!من، ناگهانِ تو؛و تواز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط