{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق منpart26

عشق منpart26

اونا تو راه کلی خندیدن و باهم کلی خرف میزدن

و بالاخره رسیدن به خونه و از ماشین پیاده شدنو رفتن

داخل و هیسونگ شروع کرد به صحبت کردن



_وای خدای من دارم میمیرم از گشنگی(زیر چشمی به لیا نگا میکنه)



+خب برو یچیزی بخور



_امم باشه

هیسونگ داشت نزدیکش میشد که لیا یه تیکه کیک

که داخل یخچال بود رو گذاشت دهنش و گفت


+خب بخورش چند تا دیگه هم هست تا تو بخوری من

برم لباسامو عوض کنم


_اه ... لیا منظورم این نبود که یکم اون ذهن منحرفت رو به کار بنداز



+چییییی!!!




_چیه مگه چیز بدی گفتم خب گشنمه!




+هیسونگ!!😂😂



_چیه الان داری مسخره میکنی ؟؟؟خیل خب الان حالیت

میکنم مسخره کردن من چه حالی داره

هیسونگ رفت و لیا رو بهش نزدیک کرد و بوسه طولانی

رو باهاش شروع کرد و مک های عمیقی ازش میگرفت

که لیا هلش داد


+....اهه بسه دیگه بی ادب..



_حالا فهمیدی نباید منو مسخره کنی؟؟؟



+ااااهههههه خیل خب باشه


_خب چطوره امشبو با هم باشیم



+هیسونگگگگگگگ!!!😠😠😠


_خب چیه مگه بالاخرهبعد از_


+هیچی نگو من میرم بخوابم !!!



_باشه منم میام سراغت فعلا صبر کن


لیا رفت تو اتاقو درو بست و قفل کرد




سلام دستان چطورینننننن
ببخشین بابت تاخیر نمیتونستم بیام تو ویسگون شرمنده

اینم پارت جدید تقدیم به شما😊😊

#enhypen
دیدگاه ها (۰)

واقعا چطور میتونم باور کنممممممم😭😭😭😭😭😭هیسونگ اهنگ Ride or di...

GooooooooooodddddddddddI love himmmmmmmmmmmI love Nikiiiiiii...

واقعا چرا هیچوقت از هات بودن این دو تا مرد کم نمیشهبیاین با ...

عشق منpart 25 لیا هیسونگو مجبور کرد تا چندتا وسیله های دیگه ...

عشق من part 23ویو لیاخب همچیم که تموم شد حاضر هم شدمفقط مومد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط