{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه از گذشته نفرت داشتم

همیشه از گذشته نفرت داشتم
از بیاد آوردن تو و تموم خاطراتم
فکر من نیستی چون که مثل من هیشکی
بعد این همه دوری نمیگه باز باهاتم
میدونی تقصیر خودمه که تحت تاثیر یه رابطه ام خامتم
چیزی که حتی نمیدیدی تو توی خوابتم
با خودم قرار گذاشته بودم دیگه رو ندم
ولی بازم تا دیدمت به سمتت اومدم
من بدم آره درست میگی بدم که حال و روزم این شده
تموم حرفاتم حرفای بی خوده
حاضرم برای اینکه عشقو حس کنی
من از تو زندگیت برم
اصلا مقصرم سر من هرچی اومد
حقمه سکوتم از غمه
دل سوزوندنای بی خودیم عذاب و دردمه
سنگ باشمو بهت بگم مقصری
منو میذاری رو چشت ولم نمیکنی بری
دیدگاه ها (۲)

اونور این شب کلکمن و ترانه تک به تکخونه میساختیم روی باددریا...

حالی به حالی شدم امشب چقده حالم بدهدم به دم هر دم دمای قلب م...

تو سفرمون همیشه سین ستاره کم بودهمیشه تا رسیدن فاصله یک قدم ...

جومیه سرخ جگریشبره دخت رایدریوقتی اتا ته محلمونبا جلنگ جلنگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط