{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتممیری

گفتم:میری؟


گفت:آره



گفتم:منم بیام؟



گفت:جایی که من میرم جای 2 نفره نه 3 نفر 



گفتم:برمی گردی؟ 



فقط خندید 



اشک توی چشمام حلقه زد 



سرمو پایین انداختم 



دستشو زیر چونم گذاشت و سرمو بالا آورد



گفت:میری؟



گفتم:آره



گفت:منم بیام؟



گفتم:جایی که من میرم جای 1 نفره نه 2 نفر 



گفت:برمی گردی؟ 



گفتم:جایی که میرم راه برگشت نداره 



من رفتم اونم رفت ولی اون مدتهاست که برگشته 



و با اشک چشماش خاک مزارمو شستشو میده
منبع:http://www.sadstory.blogfa.com
دیدگاه ها (۲)

خیلی عجله داشت…خیلی….سریع دوش گرفت…مو‌هاش رو هم همون جوری که...

❣ آرامش یعنے✨ حروف اسم تــو❣ کہ براےِ تلفظش مکث میکنم✨ تـا ل...

حــافظ گشـــوده ام منچــه امیـــدوارانه مــیگوید:"یوسف گمگشت...

ادامه رمان

#pain #P²³با تعجب به صفحه لپتاپ خیره شدم و ناباورانه گفتمتهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط