{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غنچه با دل گرفته گفت :

غنچه با دل گرفته گفت :

زندگی ، لب زخنده بستن است

گوشه ای درون خود نشستن است .

گل به خنده گفت :

زندگی شکفتن است ،

با زبان سبز راز گفتن است .

گفت و گوی غنچه و گل ، از درون باغچه

باز هم به گوش میرسد

تو چه فکر می کنی ؟

راستی کدام یک درست گفته اند ؟

من که فکر می کنم

گل به راز زندگی اشاره کرده است

هر چه باشد او گل است

گل ، یکی دو پیرهن

بیشتر ز غنچه پاره کرده است
دیدگاه ها (۱)

گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟ شیرین من، برای غزل شور و ح...

فهم این رندی برای اهل معنا سخت نیست دلبری خوب است، اما دلرب...

بامت بلند باد که دلتنگی ات مرا از هر چه هست غیر تو بیزار کر...

هنوز هم که هنوز است عاشق ماهم ولی بدون تو مهتاب را نمی خواه...

بسم الله الرحمن الرحیم حقیقتِ شنیدن :در کل کره زمین، فقط تعد...

لحظه ورود استری‌کیدز به فرش قرمز😍🛐قراره به کسی که فکر میکنن ...

dark life = 39

اسم : عشقی در تاریکی جنگل پارت ۷ (از زبان راوی ) بعد از چند ...

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ⁷ | پارتـ ⁷🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 8 | عادتصبح دوشنبه، ا/ت با عجله از خوابگاه بیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط