اش میشد بعض از آدمها

ڪاش میشد بعضے از آدمها

رو پس انداز ڪرد

بعضے روزها جاے خالیشون

بدجور اذیت میڪنہ

وصی پور
دیدگاه ها (۳)

با نگاهت عاشقم کردیدلم دیوانه شدخنده بر لب شاعرم کردی دلم دی...

با نگاهت عاشقم کردیدلم دیوانه شدخنده بر لب شاعرم کردی دلم دی...

من سزاوار این"فراموشی" نبودم... همانطور که تو، لایق این"عشق"...

به عشق تو زنده اممن به عشق توصبح ها چشم باز میکنمبه عشق تو ن...

ڪاش میشد زیر حرفا رو مث چڪ بانڪے امضا ڪرد ڪہ بعدا ڪـωـے نتون...

یادته بغلم میکردی میگفتی ناراحت نباش من کنارتم گریه نکن کی ا...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۵۱ ترس رفتن داشت همه وجودم رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط