{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهش گفتم دوستت دارم . . .

بهش گفتم دوستت دارم . . .
به خدا راست میگم . . .
گفت : اگه راست میگی بگو به جان مادرم . . . !؟
گفتم مگه نمیدانی جان مادرم دست همان خداییست که قسمش را خوردم و تو باورت نشد . . . !!!
دیدگاه ها (۵)

تقدیم به اشک.. دستهایم تشنه دستهایت است .باتومیمانم بی انکه ...

زندگی اجبار است ... مرگ انتظار است ...عشق یک بار است ... جدا...

خُــــــدآ. . .نــًفــًسٍ مــًنبِــه نــًفــًسٍ یــٍکــی اَ...

وَقتـــــی میبیــــنَم دآره عُمــــــرَم میــــــگذَرهوَقتــ...

تو «چشمامی» پر از« نوری»کنارت از همه تاریکیا دورم !!؛نبین تن...

سناریو موضوع : وقتی توی دعوا بهش میگی ازت بدم میاد نامجون : ...

تلاش میکنم برارروزی ک ب ارزوی ک از بچگی داشتم برسم تلاش میکن...

رمان آیچی پارت 8 _________________________...

چرا آخرین بار ؟رحیماومدی رو طاق ؟خب ؛ اگه نمیومدی شاید دیگه ...

فیک افسرده پارت دوم

پارت آخر

به خدا گفتم:۱ عهد ببندیم... گفت بگو..گفتم وقتی که میخوام برم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط