{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چرا آخرین بار ؟

چرا آخرین بار ؟
رحیم
اومدی رو طاق ؟
خب ؛ اگه نمیومدی شاید دیگه دیدار دست نمیداد
چشات.. چرا زیر چشات گود افتاده ؟
چی پیشومد شده ؟
حبسی شدم ؛ بنده ی منزل
چرا ؟ مگه چیکار کردی ؟
گفتم بینشون هرچی بین ما گذشته ؛ گفتم
گفتی ؟
اینجوری نبین گرفتار حبس خونگی شدم به موقعش همه کار میکنم
مثلا چکار میکنی ؟ تو روی آقاجانت وایمیستی ؟
اگه بدونم به تو رسیدن حتمیه ؛ بله وایمیستم به شرط اینکه تو هم پام وایستی جا نزنی
جا نمیزنم ؛ خاطرت جمع حتی اگه ازم جونمو بگیرن
حقیقت میگی آقا رحیم جان ؟
آره محبوبه خانوم جانم ؛ شما ما رو چی فرض و قرض گرفتی ؟
میخوای همین امروز فردا برم جلو آقات واستم مث سرو سینمو سپر کنم خودمو نشونش بدم بگم من کیم ؟
نه ؛ امروز نه فردا هم نمیشه یه چند روز باید بگذره
محبوبه/رحیم
دیدگاه ها (۰)

دوست دارم بیشتر از قبلنا:))) منبع: اینستاگرام

قیافه ی خجسته خیلی خوب بود😂

شروعی سخت،پایانی خوش پارت 2ویو سه رادیگه خسته شدم از پس تحقی...

part:28

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط