ای چشم تو آغاز بی پایان بودن
ای چشم تو آغاز بی پایان بودن
شعر نگاهت آخرین شوق سرودن
ای سایه! ای همسایه ی دریا و رؤیا
چون خلوت خاموش و تنهای پَری ها
ای سوره ی احساس و ناز و راز و اعجاز
چشمان تو آیینه ا ی در اوج ایجاز
ای بی نهایت روشنی! ای ماه تابان
سمتِ شب تاریک من چشمی بچرخان
چشمی بچرخان و مرا چون آسمان کن
سرشار از موسیقی رنگین کمان کن
تو مثل اندوه تماشای غروبی
ای تو همه خوبی، همه شورِ جنوبی
می آ ید از سمت نگاه تو نسیمی
چون عطر شورانگیز گل های صمیمی
در این شبِ سردِ عبوس و وحشت ا نگیز
لبخندهایت را کنار من بیاویز!
شعر نگاهت آخرین شوق سرودن
ای سایه! ای همسایه ی دریا و رؤیا
چون خلوت خاموش و تنهای پَری ها
ای سوره ی احساس و ناز و راز و اعجاز
چشمان تو آیینه ا ی در اوج ایجاز
ای بی نهایت روشنی! ای ماه تابان
سمتِ شب تاریک من چشمی بچرخان
چشمی بچرخان و مرا چون آسمان کن
سرشار از موسیقی رنگین کمان کن
تو مثل اندوه تماشای غروبی
ای تو همه خوبی، همه شورِ جنوبی
می آ ید از سمت نگاه تو نسیمی
چون عطر شورانگیز گل های صمیمی
در این شبِ سردِ عبوس و وحشت ا نگیز
لبخندهایت را کنار من بیاویز!
- ۲.۷k
- ۰۴ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط