{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تابوتی از خاطراتم را به دوش دل گذاشتم .....

تابوتی از خاطراتم را به دوش دل گذاشتم .....
تا برایم دفن کند این خاطرات عذاب
آورم را ....
دل از سنگینی خاطراتم کمر خم
کرده بود ....
دستی نیز نبود برای همراهیش ....
دستانی دیدم ....
به ظاهر مهربان اما افسوس خود آن دست ها نیز زخمی دیگری شدن بر پیکر این دل ....
ای دل بکش ....
این درد را که خود کرده را تدبیری نیست ....
دیگر دم مزن از زنده بودن ....
که شایسته باشد مرگت ....
خود را نیز با تابوت خاطرات دفن کن ....
تا آرامشی ابدی نصیب این وجود خسته ام شود ....


N
دیدگاه ها (۱۸)

من میگم بهم نگاه کن تو میگی که جون فدا کن من میگم چشمات قشنگ...

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی آره بازم منم همون دیونه همیشگی...

قطره های اشکت را به قلبم بسپار ای عزیز جانم ....آرام در آغوش...

شب های دلتنگی .....تنها ستاره های آسمان شاهد گریه هایم بودن...

تابوتی از خاطراتم به دوش دل گذاشتم تا برایم دفن کند این خاط...

آرامگاه کورورش بزرگ‌پاسخ به منکران سپاس از اقا فریبرز

شهید گمنام.... آرام آرام قاصدکهای رسیده از سفری دور ، همراه ...

تمام شد...باری که یک عمر بر شانه‌های زخمی‌ات سنگینی می‌کرد، ...

#عشق_در_نزدیکی_قصر#part_2#Jeon_victor#jeon_rina««پژواکِ درد ...

عشق بهرام گور به موسیقی نیز که در روایات نقل شده، در واقع نش...

#ایرج#شاهنامهایرَج(در اوستایی:Airiya؛ در پهلوی:Ērič) بر پایه...

ترجمه‌ی شعرهایی از ژنرال پاییز

فال روز متولدین فروردین:به جای اینکه سعی کنید خودتان را به د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط