{راه امید}
{راه امید}
دیشب نبودی ای رفیق ببینی که چه محشر کردم & به یاد خاطرات گذشته همه عالم را تر کردم
درد و دلها داشتم که به عالم رویا رسیدم & خدا را دیدم و از عالم غم پریدم
گفتم یارب چرا اینچنین شده کاره من & آیا به اخرش رسیده روزگار من
گفت ای بنده ی از همه سیر گشته ی من & ای بنده پر شکایته بخت برگشته ی من
بخاطره چه چیز اینچنین غم میخوری & بخاطر نامردان میخواهی از عالم ببوری
مگر نمیدانی که من همیشه کنارت هستم & من هم از نامردان یه دل شکستم
اما این محبت است که به غمها پایان میدهد & به همه دردای وجودت سامان میدهد
پس سعی کن مثله من شوی & این را گفت و رفت خدای عالمین
بیدار شدم دیدم فقط منم با روزگار & و دارم حرفهای خدا را یادگار
ارسالی از عشق خدایی
دیشب نبودی ای رفیق ببینی که چه محشر کردم & به یاد خاطرات گذشته همه عالم را تر کردم
درد و دلها داشتم که به عالم رویا رسیدم & خدا را دیدم و از عالم غم پریدم
گفتم یارب چرا اینچنین شده کاره من & آیا به اخرش رسیده روزگار من
گفت ای بنده ی از همه سیر گشته ی من & ای بنده پر شکایته بخت برگشته ی من
بخاطره چه چیز اینچنین غم میخوری & بخاطر نامردان میخواهی از عالم ببوری
مگر نمیدانی که من همیشه کنارت هستم & من هم از نامردان یه دل شکستم
اما این محبت است که به غمها پایان میدهد & به همه دردای وجودت سامان میدهد
پس سعی کن مثله من شوی & این را گفت و رفت خدای عالمین
بیدار شدم دیدم فقط منم با روزگار & و دارم حرفهای خدا را یادگار
ارسالی از عشق خدایی
- ۵۹۶
- ۱۶ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط