{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیچ وقت

هیچ وقت
لالایی را مزه نکردم
نتونستم ستاره ها را بشمارم
و ماه را از حوض آبی رویایم بچینم
چقدر خسته ام
مادرم لحظه هاست
که خوابش برد
و پیشواز پدرم رفت
وقتی از فقر سقوط کرد
دیدگاه ها (۵)

خدایا صدای افکارمرا خاموش کن"تاصدایتو را بشنوم.خدایا مرا ببخ...

خود گنه کاریم و از دنیا شکایت می کنیم!غافل از خود، دیگری را ...

ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻰ ﻣﺎﻧﻰ… ﻳﮏ ﺭﻭﺯ… ﻳﮏ ﻣ...

ﺣﻀﺮﺕ ﺳﻠﻴﻤﺎﻥ ﻋﻠﻴﻪ ﺳﻼﻡ ﺍﺯ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺍﻱ ﭘﺮﺳﻴﺪ :ﺩﺭ ﻣﺪﺕ ﻳﻚ ﺳﺎﻝ ﭼﻘﺪﺭ ﻣ...

فصل دومپارت شانزدهم | فاصله‌ای به اندازه‌ی دو سالسه ماه گذشت...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁵سه روز گذشته بود. سه روز از زمانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط