{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز جمعه با همان منوی همیشگی اش

باز “جمعه” با همان منوی همیشگی اش!
چشمانی که ولگرد خیابانهای بی تو شده اند
خاطراتی که بهانه های تنهاییم را دست به ڪمر زده اند
شاید جمعه منم!
که زماڹ روی دستم باد ڪرده
و تا ابد تاریخ انقضا خورده
که صبح تا شب جای خالیت را دوره ڪنم
و در آزمون هر شب نبودنت
چناڹ بیفتم ڪه
بمیرم!
جمعه منم!
که ملودی خنده هایت در دلم تاب می خورد
دردت به جانم:
تو هم که نیستی
اصلا بگذار ساده اش ڪنم
عجب زهر ماری ست جمــــــــــعه .
دیدگاه ها (۴۴)

گوش کن ...مدتی است از شکسته شدن این دل گذشته ،هنوز قطره هایی...

رفتنت را همانطور باور ندارمکه یافتنت رامیگویند هر آمدنی رفتن...

.بعضی رفتن ها دست خود آدم نیست،اصلا شما نیستید که تصمیم می گ...

ثانیه های نبودنت را به پای دردهایم میریزد انزوای اتاقی که با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط