{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعدش مستقیم رفتیم داخل هتل

بعدش مستقیم رفتیم داخل هتل
وارد شدیم اتاق رو گرفتیم من اتاق رو به روی شوگا بودم شوگا باید ساعت ۵میرفت برای موزیکش الان ساعت ۴بود
رفتم دم اتاق شوگا در زدم درو باز کرد آمدم داخل و بهش گفتم میرم خونه یکی از دوستام که ایدله
_کیه
+دوستمه
_اها
+تو ساعت چند بر میگردیم هتل 🏨
_من ۳چهار صبح
+اوکیه فعلا
رفتم لباس هام رو عوض کردم و رفتم خونه جنی دوست دوران دبیرستان
+جنییییی
»ا.اتتتتتتتت
+چطوری
»خوبم تو خوبی بیا داخل
جنی مدیر برند شنل بود و داخل آمریکا زندگی میکرد (بچه جنی از بلک پینک رو میگم حالا فرض کنید مدیر برند شنل هست)
رفتیم داخل اینقدر مشغول حرف زدن شدیم که یادمون رفت زمان چقدر زود میگذره ساعت ۹بود
+من دیگه برم
»ا.ت داخل هتل بیکاری؟
+من‌‌.......اره چطور
»پس بیا بریم آمریکا رو نشونت بدم
+وایییی واقعا
»اره ولی اول بریم شهربازی
داخل شهر بازی ملی بازی کردیم و گشتیم و عکس گرفتیم دور دور کردیم و ساعت ۴بر گشتیم
دیدگاه ها (۰)

وقتی وارد شدم خیلی خسته بودم چشمام گرم شده بود و میخواستم بخ...

&بیمار بیهوش هست و داخل کماست شاید چند هفته یا ماه ها طول بک...

لباس ا.تلباس میابرای جشن

سناریو وقتی سرما خوردی و حالت خوب نیست نامجون:قربونش چشمات ب...

"مافیای من" part: 3 ...

مافیای من

بازگشت بی نام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط