{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیشه ام نقاشی است

پیشه ام نقاشی است
گاهگاهی قفسی میسازم

می فروشم به شما
تا به آواز شقایق

که در آن زندانی است
دل تنهایی تان تازه شود
دیدگاه ها (۱)

شب تا سحر، من بودم و لالای بارانچشمان تبدارم نمی‌خفت،‌او، هم...

قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟از کجا وز که خبر آوردی ؟خوش خبر ...

ای عشق در آتشِ تو فریاد خوش است...

از من ای محبوب من با یک من دیگرکه تو او را در خیابانهای سرد ...

"باران میبارید؛قلب‌هایشان در آغوش هم میگریست؛تمام دل‌و جانشا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط