روزی ساعتی می خواستم بگویم که دوستت دارم
روزی ساعتی می خواستم بگویم که دوستت دارم
اما اینک فریاد میزنم "عزیزم دوستت دارم......."
روزی ساعتی می خواستم بگویم عاشقت هستم اما ای امید جان!در ان لحظه ذهن من از فواره ها بالاتر
از زندگی پر بارتر وازامید سرشاربود
حس می کردم که از نگاهم رازم را خوانده باشی
اما اینک بدون تو تنهایی را با تمام ابعادش حس می کنم
وقطره قطره عشقم را با تمام وجودم
در یک کلمه می گنجانم و می گویم:
عزیزم !بدون تو علیرضام خودم را تنها بی کس می بینم.
اما اینک فریاد میزنم "عزیزم دوستت دارم......."
روزی ساعتی می خواستم بگویم عاشقت هستم اما ای امید جان!در ان لحظه ذهن من از فواره ها بالاتر
از زندگی پر بارتر وازامید سرشاربود
حس می کردم که از نگاهم رازم را خوانده باشی
اما اینک بدون تو تنهایی را با تمام ابعادش حس می کنم
وقطره قطره عشقم را با تمام وجودم
در یک کلمه می گنجانم و می گویم:
عزیزم !بدون تو علیرضام خودم را تنها بی کس می بینم.
- ۲.۹k
- ۱۳ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط