{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جان دلم

جان دلم!
خودت بگو چگونه انکار کنم تو را؟
تویی که در هر نفس عجین شده‌ای با من!
با جانم... باپوست و استخوانم... با هر نفسم.
چگونه انکار کنم ضربانی که به ضربانت بسته است؟
هوایی که به عطر تنت وابسته؟
چشمانی که به دیدنت آغشته ؟
وآرامشی که به در آغوش کشیدنت دلبسته؟
و دنیایی که هوای بودن تو را در سر دارد...
چگونه انکار کنم تو را جانم؟
تویی که گویی در منی
و منی که تویی دیگر هستم.
گویی با هر ضربان، هر نفس، هر قدم، هر ثانیه تویی در من تکثیر می‌شود.
خودت بگو محبوب من!
چگونه انکار کنم تو را؟
اصلا زندگی قبل از تو چگونه زیستنی بوده است؟

#مهدی_بیرانوند
دیدگاه ها (۱۰)

بهار که رفتن اسفندو آمدن فروردین نیست!بهار یعنیکنار کسی باشی...

بـــهار ؛مي تواند نام " تـ❣ــو " باشدوقتي ڪہدر همهمہ ے سبزِ...

حَضرَتِ مَضمونِ هَر غَزَل من :) ♥️من تو را دوست دارمبه انداز...

روزی خانه‌ای خواهیم داشت که کلیدش را فقط خودمان دو نفر داریم...

🫀💘... هارا گدسن گلرم‌ جان سنه قورباندی گداخنه دئسن من الرم ج...

مهتایِ عزیزم ؛ از ژرفای جانم انجا که لغات عاجزند از وصف ، تو...

#پارت_۶هیونجین بدون خداحافظی بلند شد و رفت بیرون. تو هم دیگه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط