جان دلم!

جان دلم!
خودت بگو چگونه انکار کنم تو را؟
تویی که در هر نفس عجین شده‌ای با من!
با جانم... باپوست و استخوانم... با هر نفسم.
چگونه انکار کنم ضربانی که به ضربانت بسته است؟
هوایی که به عطر تنت وابسته؟
چشمانی که به دیدنت آغشته ؟
وآرامشی که به در آغوش کشیدنت دلبسته؟
و دنیایی که هوای بودن تو را در سر دارد...
چگونه انکار کنم تو را جانم؟
تویی که گویی در منی
و منی که تویی دیگر هستم.
گویی با هر ضربان، هر نفس، هر قدم، هر ثانیه تویی در من تکثیر می‌شود.
خودت بگو محبوب من!
چگونه انکار کنم تو را؟
اصلا زندگی قبل از تو چگونه زیستنی بوده است؟

#مهدی_بیرانوند
دیدگاه ها (۱۰)

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 12ویو نامجون:ات روبه‌روم نشسته بود و...

چند پارتیپارت۳ا.ت به سرعت درِ شیشه‌ایِ سوپرمارکت را قفل کرد ...

007-پنهان در مه - پارت ۸۰

✨ آنجا که همیشه خالی استجای تو آنجاستاز من گذشته به تو فکر ن...

✨ آنجا که همیشه خالی استجای تو آنجاستاز من گذشته به تو فکر ن...

—تو را در این سکوت جست و جو کردم.وجودت را برای خود دیکته کرد...

سکوت عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط