P9
P9
عروس فراری
ویو ا/ت
نزاشتن با کوکو ( باکوگو)برم بیرونننن میخوام همشون رو جر بدممممم
گذشت و صدای در اومد رفتم ببینم چیا خریدن
لباس های سوزومه رو دیدم خیلی قشنگ بودنننن ولی قطعا به همون اندازه گرون بودن
ا/ت : یو کوکووووو
کوکو خرید ها رو داد دست ا/ت
کوکو : بیا اینا رو بگیر که عامل ورشکستگی منن
ا/ت : عه خب چرا گرفتنشون
کوکو : به تو ربطی نداره
ا/ت : وا چش بود ؟
کوکو میره و ران و اینا هم میان
مایکی : عوارض پول خرج کردنه
ران : هر وقت چیزی میخره اینطوری میشه
ا/ت : ولی اون موقعه که........
سانزو : اون موقعه که ....؟
ا/ت : هیچی.....چطوری تحملش میکنین ؟
خنده استرسی
( نکته رو گرفتین ؟)
ریندو : به سختی
مایکی : یکی رو گفتم بیاد برای این که سوزومه رو نگه داره .....یکم دیگه باید برسه تا اون موقعه سوزومه رو بزارین تو یکی از اتاق ها و حواستون بهش باشه
همه : های
مایکی رفت
ا/ت : من که نمیبرمش
ریندو : رو منم حساب نکنین
سانزو : من بمیرم هم دیگه اونو نگه نمیدارم
یهو همه به ران نگاه کردن
ران : چیهههه ؟؟ این دسته من باشه یه چیش میشه
ا/ت : نه خیرم بگیرش ببر
ران گرفتش و گزارش تو اتاق و آوند بیرون
ا/ت : چی کارش کردی ؟؟؟؟
ران : گزاشتم تو اتاق
ا/ت : چی کار کردیییییی ؟؟؟؟
ریندو : بیخیال لولو که نمیاد بخورتش
سانزو : آره دیگه چرا انقدر نگرانشی ؟
اینا میشینن حرف میزنن باهم که از طرف اتاق صدای شلیک میاد
ا/ت : ران به نفعته که سوزومه چیزیش نشده باش
عمه میرن سمت اتاقی سوزومه توش بود در رو باز میکنن که میبینن سوزومه یه کلت گرفته دستش
.
.
.
تامامممممم ۲ تا پارت برین خوشحال باشیننننننن
درخواستی ها از :
ریندو
تایجو
هانما
بود دیگه ؟
عروس فراری
ویو ا/ت
نزاشتن با کوکو ( باکوگو)برم بیرونننن میخوام همشون رو جر بدممممم
گذشت و صدای در اومد رفتم ببینم چیا خریدن
لباس های سوزومه رو دیدم خیلی قشنگ بودنننن ولی قطعا به همون اندازه گرون بودن
ا/ت : یو کوکووووو
کوکو خرید ها رو داد دست ا/ت
کوکو : بیا اینا رو بگیر که عامل ورشکستگی منن
ا/ت : عه خب چرا گرفتنشون
کوکو : به تو ربطی نداره
ا/ت : وا چش بود ؟
کوکو میره و ران و اینا هم میان
مایکی : عوارض پول خرج کردنه
ران : هر وقت چیزی میخره اینطوری میشه
ا/ت : ولی اون موقعه که........
سانزو : اون موقعه که ....؟
ا/ت : هیچی.....چطوری تحملش میکنین ؟
خنده استرسی
( نکته رو گرفتین ؟)
ریندو : به سختی
مایکی : یکی رو گفتم بیاد برای این که سوزومه رو نگه داره .....یکم دیگه باید برسه تا اون موقعه سوزومه رو بزارین تو یکی از اتاق ها و حواستون بهش باشه
همه : های
مایکی رفت
ا/ت : من که نمیبرمش
ریندو : رو منم حساب نکنین
سانزو : من بمیرم هم دیگه اونو نگه نمیدارم
یهو همه به ران نگاه کردن
ران : چیهههه ؟؟ این دسته من باشه یه چیش میشه
ا/ت : نه خیرم بگیرش ببر
ران گرفتش و گزارش تو اتاق و آوند بیرون
ا/ت : چی کارش کردی ؟؟؟؟
ران : گزاشتم تو اتاق
ا/ت : چی کار کردیییییی ؟؟؟؟
ریندو : بیخیال لولو که نمیاد بخورتش
سانزو : آره دیگه چرا انقدر نگرانشی ؟
اینا میشینن حرف میزنن باهم که از طرف اتاق صدای شلیک میاد
ا/ت : ران به نفعته که سوزومه چیزیش نشده باش
عمه میرن سمت اتاقی سوزومه توش بود در رو باز میکنن که میبینن سوزومه یه کلت گرفته دستش
.
.
.
تامامممممم ۲ تا پارت برین خوشحال باشیننننننن
درخواستی ها از :
ریندو
تایجو
هانما
بود دیگه ؟
- ۹۸۹
- ۰۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط