{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدر پشت در نقاب خنده هایش را می زند

پدر پشت در نقاب خنده هایش را می زند

و غم هایش را در جیبش می ریزد و وارد خانه می شود

پدر ناراحتی هایش را پشت روزنامه پنهان می کند

پدر در تمام آینه ها فریاد می زند : حال من خوب است

پدر دوستت دارم ها را با چشمانش می گوید چون عشق پدر همیشگی است

پدر ، سایبان لحظه های بارانی

چشمان پدر ، شعری است مردانه

پدر سرباز کهنه کار جبهه های روزگار

پدر برای من همیشه پدر خواهد ماند
دیدگاه ها (۸)

خانه های قدیمی را دوست دارمچایی همیشه دم است روی سماور ، توی...

خیال بوسه ای که اینجا جا گذاشتی اشبر لبانم سنگینی می کندبه خ...

«فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویّت: تقابلِ بمبِ بیگانه و ...

«فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویّت: تقابلِ بمبِ بیگانه و ...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

dark life = 18چند روز از آن شب جهنمی گذشته بود. ات دیگر مثل ...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۱۰✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۳✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

#The_Princess's_Last_Smile#لبخند_آخر_پرنسس#پارت_معرفیاسم : ل...

#درخواستی#انعکاس_خشم#پارت¹قطرات درشت باران پاییز با ضرب‌آهنگ...

P3جئون وارد خانه شد.همین که قدم اولش را داخل گذاشت، تمام صدا...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۴✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط