لبخند قاتل
لبخند قاتل
پارت¹
ویو سلین
با صدای زنگ گوشیم از خواب پریدم،بدون اینکه نگاه کنم کی زنگ زده جواب دادم
^الو(با صدای گرفته)
~تو هنوز خوابی(داد)
بخاطر دادش گوشی رو کمی از گوشم فاصله دادم
^وحشی چرا داد میزنی
~مگهه قرار نبود بریم خرید
^خب
~خب چیه،من نیم ساعت دیگه خونتونم
تا اومدن جوابشو بدم گوشی رو قطع کرد،هوفی کشیدم و از روی تخت بلند شدم؛بعد از انجام کار های لازم لباسم رو پوشیدم به طبقه پایین رفتم که دیدم مامانم داره با تلفن حرف میزنه،بعد از اینکه منو دید گوشی رو قطع کرد
^کی بود مامان؟
+هیچکس
^مامااان
+دختره فضول،بابات بود
^خب؟
+مثل اینکه با پدر کلارا یه پرونده رو که به عهده گرفته بودن زیادی خطرناک شده
از حرف مامانم لبخند مرموزی زدم
+نه سلین تو هیچ دخالتی نمیکنی
^قول نمیدم
+ای دختره...
^بای مام،برای شام کلارا میاد اینجا
+مواظب باشین
تا از خونه بیرون اومدم کلارا بهم زنگ زد
^چیه
~کجایی
^دارم میام
گوشی رو قطع کردم و
ادامه دارد...
پارت¹
ویو سلین
با صدای زنگ گوشیم از خواب پریدم،بدون اینکه نگاه کنم کی زنگ زده جواب دادم
^الو(با صدای گرفته)
~تو هنوز خوابی(داد)
بخاطر دادش گوشی رو کمی از گوشم فاصله دادم
^وحشی چرا داد میزنی
~مگهه قرار نبود بریم خرید
^خب
~خب چیه،من نیم ساعت دیگه خونتونم
تا اومدن جوابشو بدم گوشی رو قطع کرد،هوفی کشیدم و از روی تخت بلند شدم؛بعد از انجام کار های لازم لباسم رو پوشیدم به طبقه پایین رفتم که دیدم مامانم داره با تلفن حرف میزنه،بعد از اینکه منو دید گوشی رو قطع کرد
^کی بود مامان؟
+هیچکس
^مامااان
+دختره فضول،بابات بود
^خب؟
+مثل اینکه با پدر کلارا یه پرونده رو که به عهده گرفته بودن زیادی خطرناک شده
از حرف مامانم لبخند مرموزی زدم
+نه سلین تو هیچ دخالتی نمیکنی
^قول نمیدم
+ای دختره...
^بای مام،برای شام کلارا میاد اینجا
+مواظب باشین
تا از خونه بیرون اومدم کلارا بهم زنگ زد
^چیه
~کجایی
^دارم میام
گوشی رو قطع کردم و
ادامه دارد...
- ۲.۰k
- ۲۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط