BTS scenario
BTS scenario
وقتی لباس باز میپوشی
جیمین:این چیه پوشیدی
ات:خوشگله
جیمین:من نگاش کنم آره ولی بقیه نه،خواهشا عوضش کننن.
ات:باشه.
جیهوپ:فک نمیکنی لباست نامناسبه عشقم؟
ات:ینی زشتههههه؟؟؟!.
جیهوپ:نه قشنگم زشت که نیست مناسب نیست فقط.عوضش کن
ات:باشههه.
شوگا:این چیه پوشیدی؟
ات:لباس
شوگا:اها نکنه نظرت عوض شد.پس میخوای به جای اینکه بریم کافه ،بریم تو تخت خواب اره؟؟اوکی
میاد و ات رو کول میکنه و میبرش اتاق خواب.
جونگکوک:عشقم میدونم هوا گرمه ولی نه در این حد
ات:کوک چه ربطی دارهههه.
جونگکوک:ربطش مستقیمه.
ات:کوووک.
جونگکوک:اها منتظر منی؟
ات:منتظر چی تو؟تو که آماده ای!
جونگکوک:نه خب منتظری با نزدیک شدن من گرمت بشه.چقدر تو موذی هستی دختر.
ات:نه نه .
جونگکوک:دیر شد ،دیگه دیر شد.
ات رو بغل میکنه و میرن تو اتاق.
جین:یه پارچه خوشگل تر این بود که.
ات:میدونی چقدر پووول دادم جاشش
جین:انداختنش بت.برو عوضش کن.
ات:جییین.
جین:ات،اگه اینو بپوشی من یکی بات نمیام.
ات:اییییش
نامجون:لباس زیرت خیلی خوشگله
ات:عشقم این لباس زیر نیست
نامجون:نمیخوای که با این بیای
ات:مگه چشههههه
نامجون :هست میگن گونی بپوشی بت میاد،گونی بپوشی بهتر اینه.
ات:نامجوووون،
نامجون:خودم برات عوضش میکنم.....
تهیونگ:من با تو داخل این لباس حداقل توی تخت خواب میرم.
ات:تهیونگگ
تهیونگ:چیه ،راس میگی اتاقم کوچیکه پس هتل میرم.
ات:تهیووونگ
تهیونگ:عشقم جدی جدی میخوای با این بیای؟
ات:آره مگه چشه
تهیونگ:هیچی پس بعد از امشب دیگه قاضی نمیدونه واسه کدوم چشمی که از کاسش درآوردم اعدامم کنه
ات:باشه بابا،اه
«پایان »
چطور بود ؟
لایک و کامنت فراموش نشه و
نظرتون هم حتما بگید و یه سر به پیجم بزنید.
(گزارش کردن شما نشان دهنده فشاری شدن و سوختن شماست)
وقتی لباس باز میپوشی
جیمین:این چیه پوشیدی
ات:خوشگله
جیمین:من نگاش کنم آره ولی بقیه نه،خواهشا عوضش کننن.
ات:باشه.
جیهوپ:فک نمیکنی لباست نامناسبه عشقم؟
ات:ینی زشتههههه؟؟؟!.
جیهوپ:نه قشنگم زشت که نیست مناسب نیست فقط.عوضش کن
ات:باشههه.
شوگا:این چیه پوشیدی؟
ات:لباس
شوگا:اها نکنه نظرت عوض شد.پس میخوای به جای اینکه بریم کافه ،بریم تو تخت خواب اره؟؟اوکی
میاد و ات رو کول میکنه و میبرش اتاق خواب.
جونگکوک:عشقم میدونم هوا گرمه ولی نه در این حد
ات:کوک چه ربطی دارهههه.
جونگکوک:ربطش مستقیمه.
ات:کوووک.
جونگکوک:اها منتظر منی؟
ات:منتظر چی تو؟تو که آماده ای!
جونگکوک:نه خب منتظری با نزدیک شدن من گرمت بشه.چقدر تو موذی هستی دختر.
ات:نه نه .
جونگکوک:دیر شد ،دیگه دیر شد.
ات رو بغل میکنه و میرن تو اتاق.
جین:یه پارچه خوشگل تر این بود که.
ات:میدونی چقدر پووول دادم جاشش
جین:انداختنش بت.برو عوضش کن.
ات:جییین.
جین:ات،اگه اینو بپوشی من یکی بات نمیام.
ات:اییییش
نامجون:لباس زیرت خیلی خوشگله
ات:عشقم این لباس زیر نیست
نامجون:نمیخوای که با این بیای
ات:مگه چشههههه
نامجون :هست میگن گونی بپوشی بت میاد،گونی بپوشی بهتر اینه.
ات:نامجوووون،
نامجون:خودم برات عوضش میکنم.....
تهیونگ:من با تو داخل این لباس حداقل توی تخت خواب میرم.
ات:تهیونگگ
تهیونگ:چیه ،راس میگی اتاقم کوچیکه پس هتل میرم.
ات:تهیووونگ
تهیونگ:عشقم جدی جدی میخوای با این بیای؟
ات:آره مگه چشه
تهیونگ:هیچی پس بعد از امشب دیگه قاضی نمیدونه واسه کدوم چشمی که از کاسش درآوردم اعدامم کنه
ات:باشه بابا،اه
«پایان »
چطور بود ؟
لایک و کامنت فراموش نشه و
نظرتون هم حتما بگید و یه سر به پیجم بزنید.
(گزارش کردن شما نشان دهنده فشاری شدن و سوختن شماست)
- ۲۴۴
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط