تو که رفتی دل من تاب نیاورد و شکست
تو که رفتی دل من تاب نیاورد و شکست
کمرم خم شد و از فرط غم و درد شکست
تو که رفتی همه بر زخم دلم نیش زدند
قامت سرو دلم مثل گل زرد شکست
در هوایت همه ی پر زدنم شوق تو بود
بی تو بال و پر دل در قفس سرد شکست
بعد تو دست کسی را تن من لمس نکرد
همه شب اشک شدم ، بغض دل مرد شکست
شب تنهایی من ماند پس ازخنده ی صبح
در سکوت سحری عاشق شبگرد شکست
گم شدی بین نگاهم دم دلتنگ غروب
در ردیف غزلم واژه ی برگرد شکست.....
کمرم خم شد و از فرط غم و درد شکست
تو که رفتی همه بر زخم دلم نیش زدند
قامت سرو دلم مثل گل زرد شکست
در هوایت همه ی پر زدنم شوق تو بود
بی تو بال و پر دل در قفس سرد شکست
بعد تو دست کسی را تن من لمس نکرد
همه شب اشک شدم ، بغض دل مرد شکست
شب تنهایی من ماند پس ازخنده ی صبح
در سکوت سحری عاشق شبگرد شکست
گم شدی بین نگاهم دم دلتنگ غروب
در ردیف غزلم واژه ی برگرد شکست.....
- ۵.۹k
- ۱۴ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط