{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝓹𝓪𝓻𝓽 18

𝓹𝓪𝓻𝓽 18
ات ویو
رفتم تو اتاق دیدم که یه پنگوئن گنده اونجاست
ات:(دهنش اندازه غار بازه)
جیمین: خوشگله؟
ات: خیلی
جیمین اتو برد گذاشت تو اتاقش عروسک پنگوئنم گذاشت طبقه بالای تخت ات
جیمین: شب بخیر(پیشونی اتو بوسید)
ات: شب بخیر
جیمین مطمئن که شد ات خوابید چراغ اتاق اتو خاموش کرد
ات یه چشمشو یه کوچولو باز کرد دید جیمین رفته خم شد گوشیشو برداره که دید گوشیش نیست
ات: ایشش گوشیم کو؟(آروم)
ات رو به شکم دراز کشید رو زمین از پایین در بیرونو ببینه
ات: ایشیبال ازینجام معلوم نمیشه
ات درو یه کوچولو باز کرد بیرونو دید
ات: اَی خدا چرا رو میز جاش گذاشتم الان چجوری به همی راجب اینا توضیح بدم، مجبورم فردا بش بگم
*نکته اعضا بیرون دارن حرف میزنن *
ویو اعضا
جیمین: دیدین چقد گوگول شده بود
شوگا: جرعت داری به خودش بگو
جیمین: جرعتشو ندارم
نامی: بریم بخوابیم
ته: بریم
ویو فردا
ات برای اولین بار صبح زودتر از اعضا پاشده بود اونا ساعت ده بیدار میشدن ولی الان ساعت هفت بود پس تصمیم گرفت صبحونه آماده کنه ولی صبحونه به سبک کره ای بلد نبود پس تصمیم گرفت که پنکیک درست کنه رفت سمت یخچال تا تخم مرغ برداره ولی تخم مرغ نبود پس تصمیم گرفت بره چنتا وسایل بخره
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خب
پنجتا تخم مرغ
یک بسته شکر
یک بسته آرد
یک بسته بکین پودر
یک بسته وانیل
و...
ات رفت یه فروشگاه خریداشو بکنه
ات: چرا وانیل نیست؟(آروم)
ات: ببخشید وانیل کجاست؟
مغازه دار: بفرمایید اینوره
ات: ممنون
ات خریداشو کرد ار مغازه اومد بیرون
ات: خوبه از دوره کار آموزی لذتمو ببرم اگه آیدل شم نمیتونم انقد راحت خرید کنم
ات برگشت خونه....
☆☆★☆☆☆☆☆☆☆
شما پنگوئنرو گنده فرض کنین
☆☆☆☆☆☆☆☆
دیشب میخواستم کوتاهشو بزارم ولی ویسگون نمیزاشت
دیدگاه ها (۰)

𝓹𝓪𝓻𝓽 17ات ویو کوک گفت چشامو ببندم منم چشامو بستم انگار منو گ...

𝓹𝓪𝓻𝓽 16ات ویو کوک منو رسوند خونه تا روی تختم منو بغل کرد آور...

تا ابد کنار تو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط