{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وارث خورشید

وارث خورشید
پارت ۲
سه روز گذشته.
سه روز از رفتن مامان و داداشم گذشته.
بابام این سه روز تپه خاکی دم خونه درست کرده داره دعا میکنه(نکته:نمیدونه اون جسد مامان و برادرش هست)
یک مرد هم هست که خودش را شیطان کش معرفی میکنه.موهاش دو رنگه زرد و قرمز هست (جد رنگوکو)تازه میگه اسمش رنگوکو انجیرو هست.
پدرم منو بغل میکنه و همراه اون مرد راه میفتیم.
چند روز هست توی راه هستیم.پدرم بدون هیچ استراحتی منو کول کرده.
به یک روستا میرسیم اون مرده همون که اسمش انجیرو هست.منو میبره پیش خانوادش و با بابام میخواد بره جایی.
-بابا کجا میری؟
دستی روی سرم میکشه و میگه:《من جای مهم نمیرم فقط چند روزی همدیگه را نمی‌بینیم.》
-قول بده زود برگردی.
انگشت کوچیکه ام را برای قول دادن جلو میارم.
انگشتش را لای انگشتم میکنه و میگه:《قول میدم آکاری. 》
و بعد اون و انجیرو میرن.

#شیطان_کش #تیغه_شیطان #شیطان‌کش #انیمه_تانجیرو #رمان_شیطان #کاگایا_اوبایاشاکی #آکاری #آکاری_کامادو #آکاری_تسوگیکونی #انیمه
دیدگاه ها (۲)

این بازی چجوریه؟

حس میکنم باید آرت کشیدن را کنار بزارم.

زندگی جدید پارت ۹در میزنم.صدای از پشت در میگه:《بفرمایید تو.》...

زندگی جدید فصل دوم پارت ۱از اتاق میرم بیرون. ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط