چگونگی توبه حضرت آدم - علیه السلام -
چگونگی توبه حضرت آدم - علیه السلام -
پس از آن که آدم و حوّا از آن درخت ممنوع خوردند و بر اثر این گناه (ترک اولی) از آن همه نعمتها و آرامش بهشتی محروم گشتند، به طور سریع به اشتباه خود پی بردند و توبه کردند. به گناه خود اقرار نمودند و از درگاه الهی طلب رحمت کرده و گفتند:
«پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم، و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی از زیانکاران خواهیم بود.»
خداوند به آنها فرمود: «از مقام خویش فرود آیید، در حالی که بعضی از شما نسبت به بعضی دیگر دشمن خواهید بود (شیطان دشمن شما است و شما دشمن او) و برای شما در زمین قرارگاه و وسیله بهره گیری تا زمان معینی است، در زمین زنده میشوید و در آن میمیرید و در رستاخیز از آن خارج میشوید.»(11)
به این ترتیب آدم و حوّا به زمین آمدند و گرفتار رنجهای زمین شدند، ولی توبه حقیقی کردند و خداوند توبه آنها را پذیرفت.
خداوند مهربان به آدم - علیه السلام - و حوّا - علیها السلام - لطف کرد و کلماتی را به آنها آموخت تا آنها در دعای خود آن کلمات را از عمق جان بگویند و توبه خود را آشکار و تکمیل نمایند.(12)
از امام باقر - علیه السلام - نقل شده که آن کلمات که آدم و حوّا، هنگام توبه گفتند چنین بود:
«اَللّهُمَّ لا اِلهَ اِلّا اَنْتَ سُبْحانَکَ وَ بِحَمْدِکَ رَبِّ ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْ لِی اِنَّکَ خَیرُ الْغافِرِینَ؛ خدایا! معبودی جز تو نیست، تو پاک و منزه هستی، تو را ستایش میکنم، من به خود ستم کردم، مرا ببخش که تو بهترین بخشندگان هستی.»
«اَللّهُمَّ لا اِلهَ اِلّا اَنْتَ، سُبْحانَکَ وَ بِحَمْدِکَ، رَبِّ اِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی فَارْحَمْنِی اِنَّکَ خَیرُ الرّاحِمِینَ؛ خدایا! معبودی جز تو نیست، تو پاک و منزهی تو را ستایش میکنم، پروردگار من به خود ستم کردم، به من رحم کن که تو بهترین رحم کنندگان هستی.»
«اَللّهُمَّ لا اِلهَ اِلّا اَنْتَ، سُبْحانَکَ وَ بِحَمْدِکَ، رَبِّ ظَلَمْتُ نَفْسِی فَتُبْ عَلَی اِنَّکَ اَنْتَ التَّوّابُ الرَّحِیمِ؛ خدایا! معبودی جز تو نیست، پاک و منزهی، تو را ستایش میکنم، پروردگار من به خود ستم کردم، توبهام را بپذیر که تو بسیار توبه پذیر و مهربان هستی.»(13)
مطابق روایاتی که از طریق شیعه و اهل تسنّن نقل شده، در کلماتی که خداوند به آدم - علیه السلام - آموخت، و او به آنها متوسل شده و توبهاش پذیرفته شد نام پنج تن آل عبا بود، او گفت: «بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِی وَ فاطِمَة وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَینِ».(14)
و در روایت امامان و اهلبیت - علیهم السلام - چنین آمده: «آدم - علیه السلام - سربلند کرد و عرش خدا را دید، که در آن نامهای ارجمندی نوشته شده بود، پرسید این نامهای ارجمند از آن کیست؟ به او گفته شد: این نامها نام برترین خلایق در پیشگاه خداوند متعال است که عبارتند از: محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین - علیهم السلام -. آدم برای پذیرش توبهاش، به آنها متوسل شد و خداوند به برکت وجود آنها، توبه او را پذیرفت.»(15)
داستانهای قرانی
پس از آن که آدم و حوّا از آن درخت ممنوع خوردند و بر اثر این گناه (ترک اولی) از آن همه نعمتها و آرامش بهشتی محروم گشتند، به طور سریع به اشتباه خود پی بردند و توبه کردند. به گناه خود اقرار نمودند و از درگاه الهی طلب رحمت کرده و گفتند:
«پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم، و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی از زیانکاران خواهیم بود.»
خداوند به آنها فرمود: «از مقام خویش فرود آیید، در حالی که بعضی از شما نسبت به بعضی دیگر دشمن خواهید بود (شیطان دشمن شما است و شما دشمن او) و برای شما در زمین قرارگاه و وسیله بهره گیری تا زمان معینی است، در زمین زنده میشوید و در آن میمیرید و در رستاخیز از آن خارج میشوید.»(11)
به این ترتیب آدم و حوّا به زمین آمدند و گرفتار رنجهای زمین شدند، ولی توبه حقیقی کردند و خداوند توبه آنها را پذیرفت.
خداوند مهربان به آدم - علیه السلام - و حوّا - علیها السلام - لطف کرد و کلماتی را به آنها آموخت تا آنها در دعای خود آن کلمات را از عمق جان بگویند و توبه خود را آشکار و تکمیل نمایند.(12)
از امام باقر - علیه السلام - نقل شده که آن کلمات که آدم و حوّا، هنگام توبه گفتند چنین بود:
«اَللّهُمَّ لا اِلهَ اِلّا اَنْتَ سُبْحانَکَ وَ بِحَمْدِکَ رَبِّ ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْ لِی اِنَّکَ خَیرُ الْغافِرِینَ؛ خدایا! معبودی جز تو نیست، تو پاک و منزه هستی، تو را ستایش میکنم، من به خود ستم کردم، مرا ببخش که تو بهترین بخشندگان هستی.»
«اَللّهُمَّ لا اِلهَ اِلّا اَنْتَ، سُبْحانَکَ وَ بِحَمْدِکَ، رَبِّ اِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی فَارْحَمْنِی اِنَّکَ خَیرُ الرّاحِمِینَ؛ خدایا! معبودی جز تو نیست، تو پاک و منزهی تو را ستایش میکنم، پروردگار من به خود ستم کردم، به من رحم کن که تو بهترین رحم کنندگان هستی.»
«اَللّهُمَّ لا اِلهَ اِلّا اَنْتَ، سُبْحانَکَ وَ بِحَمْدِکَ، رَبِّ ظَلَمْتُ نَفْسِی فَتُبْ عَلَی اِنَّکَ اَنْتَ التَّوّابُ الرَّحِیمِ؛ خدایا! معبودی جز تو نیست، پاک و منزهی، تو را ستایش میکنم، پروردگار من به خود ستم کردم، توبهام را بپذیر که تو بسیار توبه پذیر و مهربان هستی.»(13)
مطابق روایاتی که از طریق شیعه و اهل تسنّن نقل شده، در کلماتی که خداوند به آدم - علیه السلام - آموخت، و او به آنها متوسل شده و توبهاش پذیرفته شد نام پنج تن آل عبا بود، او گفت: «بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِی وَ فاطِمَة وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَینِ».(14)
و در روایت امامان و اهلبیت - علیهم السلام - چنین آمده: «آدم - علیه السلام - سربلند کرد و عرش خدا را دید، که در آن نامهای ارجمندی نوشته شده بود، پرسید این نامهای ارجمند از آن کیست؟ به او گفته شد: این نامها نام برترین خلایق در پیشگاه خداوند متعال است که عبارتند از: محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین - علیهم السلام -. آدم برای پذیرش توبهاش، به آنها متوسل شد و خداوند به برکت وجود آنها، توبه او را پذیرفت.»(15)
داستانهای قرانی
- ۱.۳k
- ۰۳ بهمن ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط