ای وااای ...
ای وااای ...
دیشب وقتی یه باردیگه به قفسه سینه مادرم دقت کردم که مطمئن بشم ...
نفس میکشه هنوز ...
یه آن یه چیزی تو وجودم فروریخت ...
تازه فهمیدم چقدر ازنبودنش وحشت دارم بااینکه با ازدست دادن غریبه نیستم ...
خدایا به حق مولا هیچ خونه ای بی مادر نشه..
دیشب وقتی یه باردیگه به قفسه سینه مادرم دقت کردم که مطمئن بشم ...
نفس میکشه هنوز ...
یه آن یه چیزی تو وجودم فروریخت ...
تازه فهمیدم چقدر ازنبودنش وحشت دارم بااینکه با ازدست دادن غریبه نیستم ...
خدایا به حق مولا هیچ خونه ای بی مادر نشه..
- ۵۱۱
- ۲۹ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط