{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته ام ؛ اما بخواهی تکیه گاهت می شوم

خسته ام ؛ اما بخواهی تکیه گاهت می شوم
بین تنهایی آدم ها پناهت می شوم

یک شب از دنیا به عشقت دست ِ خود را می کشم
در هوای خانه ای تاریک ، ماهت می شوم

تا نگاهم می کنی از شوق ، می ریزد دلم
خیره در آئینه ی چشم سیاهت می شوم

با تو دنیا تیره و تاریک هم باشد خوش است
تو فقط عاشق بمان ؛ فانوس ِ راهت می شوم

گاه ابرم ، گاه باران ، گاه شیرین ، گاه تلخ
همدم حال و هوای گاه گاهت می شوم

بی تو مردن ، آخرین درد ِ من از این لحظه هاست
در کنار تو شبی از مرگ ، راحت می شوم ..
دیدگاه ها (۳)

چند روزی است که تنها به تو می اندیشماز خودم غافلم اما به تو ...

نیایش صبحگاهی خدایا ...بهترین درسها را در زمان سختی آموختمو...

با نگاهش سر می افتد سر به زیرت می کند بال می چیند در آزادی ا...

وقتے قلبے را عاشـــــق کردے! وقتے وجودے را وابستــــه کردے...

Part 8

Part ۱: ملاقات در بارانباران از عصر شروع شده بود و حالا نزدی...

قلب های مرده پارت ۵۹(گزارش شده بود)به جای اینکه به سمت اتاقم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط