پارت دوم
پارت دوم
از دید هوشینو آیمی
حدودا الان 6 ماهشونه.
اخبار را گزارش میدهم.
الان آی برگشته سر کار و الان اجرا داره و الان منو آکوا نشستیم داریم اجراش رو میبینیم. روبی هم خوابه.
روبی بیدار شد :عه.. مامان اجرا داره؟ چرا منو بیدار نکردید
آکوا :صدات کردیم.
من:داشتی خواب هفت پادشاه میدیدی. زلزله هم میومد بیدار نمیشدی.
لابد میگید چجوری دو تا بچه 6 ماهه حرف میزنن
فلش بک به فکر کنم 1 ماه پیش.از دید نویسنده
آکوا بیدار شد و رفت به یه اتاقه.
و دید روبی، گوشی رو گرفته و داره به همه هیتر های آی فحش ناموسی میده
اکوا:ها؟... تو هم تناسخی هستی؟
روبی :یا خدااا. بچه سخنگووو
آکوا پوکر فیس :خودتم داری حرف میزنی
روبی :پس تو هم تناسخی هستی.
آکوا :پس تنها بچه سالم آیمی هست.
آیمی جان هم یهو میاد تو اتاق :من چی؟
روبی :یا خدااااا. بچه سخنگو!
آیمی :آروم باش. آی رو بیدار میکنی و خودتم داری حرف میزنی. هم تو هم آکوا
آکوا :خب مشخص شد. هر سه تامون عادی نیستیم.
آیمی :آره. حالا بریم کپه مرگمونو بزاریم ؟
روبی :آیمی بی ادبه
آکوا :خب بریم بخوابیم
زمان حال. از دید آیمی
الان هر سه تامون میدونی هممون تناسخی هستیم.
اتفاقای انیمه
اتفاقای انیمه
یک سالگی اینا.
از دید نویسنده.
خب همون پروژه نمیدونم چی چی بود که کارگردان پیره که اسمشو یادم نی کارگردانش هست
خلاصه اتفاقات انیمه.
فقط آیمی هم یکم با کارگران حرف زدند. و کارگردان گفت که آیمی هم مثل آکوا عجیبه.
اتفاقات انیمه (حقیقت این هست که نویسنده به بیمار تنبلی دچار شده است)
اون فیلمه که آکوا و آی قرار بود بازی کنند.
آیمی هم بازی کرد و با اختلاف با اینکه یه بچه 1 ساله هست بهترین بازی رو داشت.
همه میگفتند که چقدررر بازی اش شبیه هوشینو آیکو هست.
در کمال تعجب آیمی با کانا دوست شد و کاتا بهش گفت که خیلی بازیش شبیه هوشینو آیکو هست. و الگوی اون هوشینو آیکو هست. و دوست داره مثل اون بشه یه بازیگر نابغه.
و بله دیگه.
من خیلی تنبلم. حال ندارم.
همین قدر خوبه
از دید هوشینو آیمی
حدودا الان 6 ماهشونه.
اخبار را گزارش میدهم.
الان آی برگشته سر کار و الان اجرا داره و الان منو آکوا نشستیم داریم اجراش رو میبینیم. روبی هم خوابه.
روبی بیدار شد :عه.. مامان اجرا داره؟ چرا منو بیدار نکردید
آکوا :صدات کردیم.
من:داشتی خواب هفت پادشاه میدیدی. زلزله هم میومد بیدار نمیشدی.
لابد میگید چجوری دو تا بچه 6 ماهه حرف میزنن
فلش بک به فکر کنم 1 ماه پیش.از دید نویسنده
آکوا بیدار شد و رفت به یه اتاقه.
و دید روبی، گوشی رو گرفته و داره به همه هیتر های آی فحش ناموسی میده
اکوا:ها؟... تو هم تناسخی هستی؟
روبی :یا خدااا. بچه سخنگووو
آکوا پوکر فیس :خودتم داری حرف میزنی
روبی :پس تو هم تناسخی هستی.
آکوا :پس تنها بچه سالم آیمی هست.
آیمی جان هم یهو میاد تو اتاق :من چی؟
روبی :یا خدااااا. بچه سخنگو!
آیمی :آروم باش. آی رو بیدار میکنی و خودتم داری حرف میزنی. هم تو هم آکوا
آکوا :خب مشخص شد. هر سه تامون عادی نیستیم.
آیمی :آره. حالا بریم کپه مرگمونو بزاریم ؟
روبی :آیمی بی ادبه
آکوا :خب بریم بخوابیم
زمان حال. از دید آیمی
الان هر سه تامون میدونی هممون تناسخی هستیم.
اتفاقای انیمه
اتفاقای انیمه
یک سالگی اینا.
از دید نویسنده.
خب همون پروژه نمیدونم چی چی بود که کارگردان پیره که اسمشو یادم نی کارگردانش هست
خلاصه اتفاقات انیمه.
فقط آیمی هم یکم با کارگران حرف زدند. و کارگردان گفت که آیمی هم مثل آکوا عجیبه.
اتفاقات انیمه (حقیقت این هست که نویسنده به بیمار تنبلی دچار شده است)
اون فیلمه که آکوا و آی قرار بود بازی کنند.
آیمی هم بازی کرد و با اختلاف با اینکه یه بچه 1 ساله هست بهترین بازی رو داشت.
همه میگفتند که چقدررر بازی اش شبیه هوشینو آیکو هست.
در کمال تعجب آیمی با کانا دوست شد و کاتا بهش گفت که خیلی بازیش شبیه هوشینو آیکو هست. و الگوی اون هوشینو آیکو هست. و دوست داره مثل اون بشه یه بازیگر نابغه.
و بله دیگه.
من خیلی تنبلم. حال ندارم.
همین قدر خوبه
- ۵۹۲
- ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط