{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو دلت سنگ و دلم چشم به در دوخته است

تو دلت سنگ و دلم چشم به در دوخته است
نزن آتش به درختی که خودش سوخته است

به خدا رسم وفا نیست ، دلی را ببری
که وفا را ، خودش از محضرت آموخته است

چه بگویم به خدایت ، که جهان باخبر است
که در این دل چه حریقی که برافروخته است

گل من سرکش و زیباست ، دل آراست ، ولی
حیف ! در سینه جفا و ستم اندوخته است

قصد او چیست؟ ، که عمری به اسارت ببرد؟
یوسفی را که به صد قافله نفروخته است؟
دیدگاه ها (۱)

گفته بودم که غمت مالِ من استجفت چشمانِ تو اموالِ من استگفته ...

ﻧﻪ ﻭﺻﻠﺖ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﺎﺷﮑﯽ ﺍﯼ ﮔﻞ ﻧﻪ ﻫﺠﺮﺍﻧﺖﮐﻪ ﺟﺎﻧﻢ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺳﻮﺧﺖ...

عشق را از حاشیه تا متن معنایش توییعمر اگر یاری کند امروز ، ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط